صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
18
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
نبوده است . به نذر شرعى ملتزم مىشود كه هرگاه داراى پسرى صالح و موحد شد مال كثيرى در راه خدا انفاق نمايد . پس از رسيدن صدر الدين به سن رشد كه تحصيلات مقدماتى و بعضى از سطوح فقه و اصول را تكميل نمود مسافرت به شهر اصفهان كرده و در آنجا در ابتداء در نزد مرحوم شيخ الاسلام وقت بهاء الدين محمد عاملى ( ره ) به تحصيل فقه و اصول و تكميل آن پرداخت و بعد از تكميل به راهنمائى استاد به محضر خاتم الحكماء و المجتهدين مرحوم سيد محمد باقر استرآبادى مشهور به داماد و متخلّص به اشراق مشرف گرديده و علوم حكميه را از انفاس قدسيه مرحوم مير بنحو اتمّ و اكمل استفاده نمود و از هردو استاد خود اجازهء محكمه دريافت فرموده چنان كه در اول شرح بر اصول كافى با نهايت ادب و تجليل از آن دو بزرگوار اسم برده و اجازهء خود را ذكر نموده . پس از مراجعت به شيراز چنانكه عادت ديرينهء ابناء عصر قديم و حديث همين است محسود بعضى از مدعيان علم قرار گرفت و بقدرى مورد تعدّى و ايذاء و اهانت آنان قرار گرفت كه در نتيجه از شيراز خارج و در نواحى قم در يكى از قرى منزل گزيد و به رياضات شرعيه از اداء نوافل و مستحبات اعمال و صيام روز و قيام در شب اوقات خود را صرف مىنمود . و بطورى كه از اساتيد مسموع حقير شد هفت مرتبه با پاى پياده همراه قافله به حج مشرف گرديد كه الحق فوق همهء رياضات شاقه مىباشد . مقام شامخ علمى صاحب ترجمه در فن فلسفه الهى و تحقيق مسائل غامضهء علم ما فوق الطبيعة و استقامت فهم و حسن سليقه بىنظير و عديل است و به اعتقاد حقير در الهيات و فن معرفة النفس بر شيخ الرئيس راجح و مقدم است و در حسن تعبير و سلاست كلام و جزالت منطق و تقرير كسى بپايه او نرسيده . در علم فقه صاحبنظر و تحقيق است چنانكه قولى از اين بزرگ مرد در باب نيت در وضوء صاحب حدائق نقل نموده كه استاد المتأخرين مرحوم شيخ